ساعت 5 بامداد روز جمعه کنار جاده و از همه جا بی خبر که با آن حال آفتابی ای که من عزم سفر کرده بودم و بعد از برگشت با یخبندان شدید مواجه شدم و منتظر یک عدد سواری یا هر نوع وسیله نقلیه ای هستم که به خونه برگردم و...

بعد از نیم ساعت یه سواری نگه می داره و عاری از مسافر

راننده: 35 تومن می گیرم میبرم!!!

من: چه خبره بابا کرایه خود مسیر 6 تومن بیشتر نیست

راننده: الان به نظرت تو این ساعت زمانی و مکانی ماشین گیرت میاد؟!! نه صرف نمیکنه به من.

من: الان به نظرت تو این موقعیت مکانی و زمانی مسافری تو می تونی ببینی به غیر از من؟!!

عاقا خالی برو صرف کنه... تشکر...

گازش را میگیرد و میرود ... یه کمی جلوتر می ایستد و بر میگردد

بیا بالا میریم...

من: 5 تومن میشه...

بیا بالا بابا...

و اینگونه شد که ما به شهر و دیار خودمان شتافتیم :)) نه بازگشتیم :)

+ راننده : شوفر