بلاد کفر

تو خیابون در حال قدم زدن به طور ناخودآگاه چند ثانیه ای اصوات پخش شده در هوایِ صادر شده از دو شخص نسبتا محترم در پیاده رو گوشمان را نوازش کرد مبنی بر اینکه "خداییش این خارجیا خیلی با فرهنگن... تو سوئد شنیدم یکی آدامسش رو هم نمیدازه زمین... حتی انداختن کوچکترین چیزی بر زمین از نظر قانونی جریمه شخصی داره"

همینطوری که دارند رد میشن از کناره ی پیاده رو در حال شکاندن تخمه هستند و ریختن مازادشان بر روی زمین...

داشتم به این فکر میکردم که مگه فرهنگ چیه؟ و کجا می فروشن که خارجیا اینقدر دارند به قول ما؟!!

جز رعایت بعضی امور شخصی توسط خود شخص محترمه و محترم خودمان؟!!

اینکه من توان این رو ندارم هنوز آشغالی که تولید میکنم رو مدیریت کنم توسط خودِ از همه جا طلب کارم که عالم و آدم رو هم قبول ندارم!!!

بعد میگیم اوه مای گاد خارجیا چه های کلاس و با فرهنگن...

فقط خواستم سلامی عرض کرده باشم خدمت روشنفکرنماهای طلبکاری که بگم همچین ایرادِ گزاره هایی جز اعتراف به میزان اندکِ شعور ناخودآگاهِ خود نمی تواند باشد... چرا که در فرض اول فرهنگ بیشتر زاییده اعمال فردی هر شخص است و حاصل عمل وی... و در فرض دوم که حتما باید چوب زوری از نوع جریمه بر سر ما باشد که چه کاری را بکنیم یا نکنیم؟!!! اینکه چراغ قرمز را دیگر به هیچ وجه رد نکنیم چون اخیرا جریمه ش بیشتر شد...

و این به قول آشنایی ربطی به قدمت چند هزار ساله تمدنی سرزمین ندارد... در هر دوره ای که باشیم عمل ماست که نشان دهنده فرهنگ ما خواهد بود...

همه مان خوب حرف میزنیم... کاش خودمان هم اندازه یک درصدِ همه ی حرفای خوبمان، خوب عمل کنیم :)