به نظرم یه رویه غلطی که همیشه سر کلاس مدرسه داشتیم موضوع های انشایی بودند که از ما میخواستن گذشته ی گذشته شده مون رو توصیف کنیم نه انشایی با موضوع توصیف از برنامه ای برای آینده

من اصلاح میکنم برای خودم؛ تابستان خود را چگونه می خواهید بگذرانید؟

آموزش نوشتن به فرد همراه با آموزش برنامه ریزی برای فردا و آینده ی خود، مشکلی که به شکل گسترده تر در سطح مدیریت کشور هم شاهدش هستیم و شاید یکی از دلایل عدم داشتن برنامه ریزی های بلند مدت همچون کشورهای مدعی به یه تغییر خیلی کوچک در نحوه ارائه تکلیف در زمان کودکی مان نهفته باشه :)

اینا رو ولش میخوام انشای خودم رو بنویسم 

برای تابستون امسال خودم یه سری برنامه های متفاوتی ریختم، البته نه برنامه لفظ به لفظ از نوع تدوین پیش نویس تفاهم نامه مذاکرات 5+1 

ما به برنامه جامع معتقدیم و اصول برامون مهمه و جزئیات وابسته به اصول خودش شکل خواهد گرفت ( چرا من قلبمه سلمبه دارم حرف میزنم باز؟!!) از اونجایی که مسرانه تصمیم گرفتم یه سال مونده استارت واقعی ورود به ارشد رو بزنم قراره این کتابا رو یکی یکی با اولیت بندی شروع به خوندن کنم تو این سه ماهه

1- کشف المراد خواجه نصیر طوسی 2- کلام اسلامی 3- منطق مظفر و یک منطق دیگر که با عقل جور دربیاد. البته به طور ناخودآگاه و عدم اطلاع یکی از کتاب هارو خوندم که بعد خوندنش متوجه شدم که بدایه الحکمه طباطبایی نیز جزو اینها می بوده  انگیزه ای بود خودش در نوع خودش. البته نمیدونم بقیه کتاب ها هم به راحتی همین باشن یا نه که وگرنه کارمون حسابی راحت است 

و اما یه کتابی که چند وقتیه در لیست انتظار خودم ثبتش کردم و منتظر وقت و البته پیدا کردنش برای خوندن که فکر کنم مطالعه این بعنوان زنگ تفریح باشه، رمان بال های شکسته ی جبران خلیل جبران که با چیزهایی که ازش شنیدم خیلی مشتاق خوندنش هستم.

البته برنامه تابستانی ما فقط کتاب نبوده، قراره دوباره برم و باشگاه ثبت نام کنم چون که مدتیه انگار شکممان میخواهد ابراز وجود کند بخاطر تنبلی و بخور و بخواب هایمان  و از آنجایی که پیشگیری بهتر از درمان هست من دارم مابین پیشگیری و درمان تلاش خودم رو میکنم 

همه ی این ها به اضافه احتمالا چند تا سفر چند روزه احتمالی عدم قطعی شده تا زمان نگارش این انشا

پ.ن : خودم معلم این انشای دانش آموز میشدم بهش فک کنم صفر میدادم با این جلف بازی هاش.خخخخ